|

خبرگزاريهاي کشورمان گاهي تصاويري از مناطق محروم کشور مخابره ميکنند که در آن مدارس دانشآموزان در داخل «اتوبوس»هاي از رده خارج تشکيل ميشود.
در کنار تاثر و ناراحتي از تماشاي چنين تصاويري، اين مساله در ذهن هر مخاطبي شکل ميگيرد که ميتوان با ابتکارهاي فردي و کوچکي از اين دست، از وسايل و ابزارهاي مختلف استفادههايي چندگانه کرد. حالا طرح پيشنهادهايي درخصوص ادامه نمايش فوتبال در سينماها به اين ابتکارها شباهت دارد. اينکه براي مقطع حساس و مهمي مانند «جام جهاني» چند بازي در سالنهاي سينما نمايش داده شود، مساله قابل قبولي است اما تبديل شدن اين استثناء به يک روند دائمي، نکته تامل برانگيزي است.
شکي نيست که سينماي ايران مشکلات و گرفتاريهاي گوناگوني دارد. «اکران» يکي از پيچيده ترين معضلات سينماست که حتي معاونت سينمايي نيز نتوانست وارد اين معادله شده و آن را حل کند. سالهاست تهيهکنندگان از کمبود فيلم خوب گلايه ميکنند و حالا عدهاي در اين شرايط از اختصاص همين تعداد اندک سالن سينما به نمايش فوتبال سخن ميگويند. گذشته از تغيير ساختاري و تاثيرات فرهنگي ناخوشايندي که چنين امري ميتواند به دنبال داشته باشد، معلوم نيست که اين سالنهاي مدرن که با صرف هزينههاي فراوان ساخته شده تا چه اندازه براي نمايش فوتبال مناسب است؟
مدير يکي از پرديسهاي سينمايي اعلام کرده «فروش 6 مسابقه فوتبال در اين پرديس معادل 70 درصد درآمد يک ماه آن بوده است». در همين زمينه مدير يک پرديس ديگر گفته پخش مسابقات ليگهاي داخلي، يک کار کارشناسي سنگين نياز دارد، چرا که اتفاقات و رخدادهاي خاصتري را در بر خواهد داشت و ممکن است باخت يکي از تيمها مثل استقلال يا پيروزي، طرفدارانشان را ناراحت کند و آنها واکنش خاص خود را نشان دهند و به صندليها، شيشهها و تجهيزات سينماها آسيب بزنند.»
سينماي ايران در اين سالها آموخته که براي حل مشکلات خود، به جاي پيشنهادهاي منطقي به دنبال راههاي فرار باشد و اگر روزي با کمبود مخاطب مواجه شد، به دامان شبکه ويدئويي برود و حق رايت خود را به قيمتي معادل هزينههاي فيلم به موسسات ويدئويي بفروشد. اگر هم زماني با مشکل خالي بودن سينماها مواجه شد، به سراغ نمايش فوتبال برود؛ اما هيچ کدام از اين نسخه ها، راه علاج سينما نيست.
بايد بدانيم که پرده سينما ساختار و قالب خاصي دارد و به جاي اينکه از آن به عنوان يک «تلويزيون بزرگ» براي نمايش فوتبال استفاده کنيم، بايد محصول مناسب براي آن توليد کنيم. اجارهنشينها، ناخدا خورشيد، کشتي آنجليکا، مادر، اي ايران، از کرخه تا راين، کلاه قرمزي و پسرخاله، بازمانده، سگکشي، ارتفاع پست، شوکران، عروس، چهارشنبهسوري، آژانس شيشهاي، ميم مثل مادر و... برخي نامهايي است که هنوز هم مخاطبان مشتاق تماشاي فيلمهايي در حد و اندازه آن روي پرده سينما هستند و آن را با هيجان زودگذر هيچ مسابقه فوتبالي عوض نميکنند. مهم سينماست که بايد به جايگاه خودش برگردد.
رضا استادي
|