ريش خودش را تيغ نمي زد، مي گفت حرام است، فتواي مراجع تقليد را هم در اين زمينه از بر بود، استناد هم مي کرد به آن، مي گفت نه ريش خودم را به تيغ مي سپارم تا ريشه اعتقاداتم را بزند و نه تيغ به ريش ديگري مي گذارم تا در زدن ريشه اعتقاداتش شريک باشم. اصرار برخي مشتري ها هم جوان آرايشگر را مجاب نمي کرد که دست به تيغ شود. مي گفت حرام است! وقتي مشتري مي گفت گناهش به گردن من! پاسخ مي داد گناه من را به حساب شما نمي نويسند، تازه تو هم نبايد گناه بکني. او مي گفت: وقتي کاري گناه است، مزدي که به ازاي آن مي گيرم معلوم نيست حرام نباشد چون معلوم نيست که آدمي مالک آن مال بشود پس شبهه ناک مي شود دستمزدي که مي دهند، ما هم سفره زندگي مان را با دستمزدمان پر مي کنيم.
وقتي پول شبهه ناک باشد، لقمه ها هم شبهه ناک خواهد شد و نتايجش هم در رفتار شبهه ناک ظهور خواهد يافت و قصه هماني خواهد شد که از آن مي گريزيم و از نگاه کردن برخي تظاهر ميداني اش در رفتار برخي افراد پرهيز داريم. بگذريم، آرايشگر، نپذيرفت تيغ انداختن بر صورت مشتري هايش را، چون حرام بود هرچند خودش مرتکب اين امر نمي شد. يعني ريش خود را تيغ نمي زد. اين ماجرا، آدم را ياد برخي افراد مي اندازد که خود دستي پاک دارند. دل شان هم پاک است و پي دست اندازي به اموال عمومي و يا خصوصي نيستند اما گاه بسترساز برخي حرام کاري ها مي شوند، خود اختلاس نمي کنند اما در کنار آنان درازدستاني هستند که پنجه مي اندازند در اموال عمومي، در «بيت المال» و «مال البيت» مي کنند آن را... وقتي هم که سخن از ماجرا به ميان مي آيد، گاه دست پاک افراد، آدمي را به تامل وامي دارد که راستي چرا برخي که خود از آلودگي ها، جان و جامه پاکيزه داشته اند، مثل «قلاب» عمل کرده اند که توسط آنان، آلودگان به ماهي هاي درشت منفعت رسيده اند.
کاش همه ما، به ويژه آناني که در جايگاه امتحان هستند به اندازه آقاي آرايشگر هوشيار باشيم و مهره بازي، بازيگران حرام کار قرار نگيريم. کاش اگر در جايگاه مسئول هستيم، يادمان باشد، بسياري از سفره هايي که جلوي پاي ما آراسته مي شود، براي اين است که به دست ما، به نفع خويش ماجرايي رقم زنند. کاش هوشيار باشيم برخي شيرين ها که بي حساب از طرف ما اما دقيقا با حساب و کتاب از فرستنده به ما مي رسد، به حقيقت تلخ کامي دو دنيا را در پي دارد.معلوم نيست آنچه مي رسد، حلال باشد. تازه اگر لقمه اي حلال باشد از آن حساب مي کشند چه رسد به اين که -خداي نکرده- لقمه اي حرام باشد که آن وقت بايد خود را براي عقوبت آن آماده کرد، چه در روايت از معصوم(ع) مي خوانيم «في حلاله حساب و في حرامه عقاب» اين روايت را ۲۷ سال پيش، استاد اخلاق ما،حجت الاسلام والمسلمين شيخ احمد فاضل، هر روز برايمان مي خواند تا پرهيز از هر لقمه اي را در باورمان نهادينه کند.خدا کند هوشيار باشيم، خدا کند به اندازه آن آرايشگر هوشيار باشيم و مراقب سفره هامان و لقمه هايش باشيم... مبادا شيطان برايمان لقمه بگيرد...!