|
شاه صفي به سبب تربيت غلط در حرمسرا و عقدههاي شخصي، آغازگر انحطاط تدريجي سلسله صفوي بود. گو اين که شاه عباس دوم زحماتي کشيد، ولي پس از او صفويان به سمت انحطاط و انقراض رفتند. |
|

هفتاد و هفتمين نشست پژوهشي مرکز ميراث مکتوب به رونمايي از دو کتاب دوره صفويه با نامهاي «بدايعالاخبار و تاريخ شاه صفي» اختصاص داشت که با حضور نسخهشناسان و اساتيد دانشگاه برگزار شد.
به گزارش ايبنا؛ دکتر اکبر ايراني رئيس مرکز پژوهشي ميراث مکتوب گفت: بحث امروز ما درباره دو کتاب جديد ميراث مکتوب، «بدايع الاخبار» و «تاريخ شاه صفي»، است. به دليل تناسب موضوعي که با هم دارند و اين که هر دو درباره تاريخ صفويه است، دو کتاب را در يک نشست رونمايي ميکنيم. اين باعث افتخار ماست که در راه انتشار آثار قديم گام برميداريم. مجموعههايي که در ميراث مکتوب منتشر ميشود، يا تاکنون چاپ نشدهاند يا چاپ منقحي ندارند و با پيدا شدن نسخ تازه، به سرانجام ميرسند.
وي افزود: دانشمندان گذشته فرهنگ ما ميدانستند که چگونه کتابي بنويسند که به قول بيهقي به يکبار خواندن بيارزد. اما در روزگار ما گاه کتابهايي چاپ ميشود که چنين ارزشي ندارند. اما آنچه اهميت دارد اين است که کتابها نقد، توضيح و شرح شوند. از حقوق خوانندگان هم اين است که درباره کتابي که ميخوانند، داوري کنند و نظر خود را بگويند.
رئيس مرکز پژوهشي ميراث مکتوب خاطرنشان کرد: اين داوري تنها نبايد ديدن عيبها باشد، بلکه نکات مثبت را هم بايد ديد و سهوهاي احتمالي را گوشزد کرد تا اصلاح بشوند. نقدها و نشستهايي که برگزار ميکنيم به همين قصد است تا اصلاحات و نقدها را در نظر بگيريم. چون مدعي نيستيم که کتابهاي منتشر شده ما بي غلط هستند.
سپس دکتر احسان اشراقي استاد تاريخ دانشگاه تهران گفت: چندي پيش از طرف مجله جغرافيا دعوتي شده بود تا درباره اثر جغرافيا در تاريخ، بحث شود. از بنده نيز دعوت کرده بودند. در آنجا استادم دکتر گنجي را ديدم. خدمتشان عرض کردم که من شاگرد شما بودهام و هنوز هم هستم و اين بيت را خواندم: يکي نغز بازي کند روزگار / که بنشاندت پيش آموزگار.
وي در ادامه سخنانش افزود: حالا براي من تداعي معاني شده است و در اينجا بعضي از شاگردانم حضور دارند بدون آن که من صلاحيت دکتر گنجي را داشته باشم. سيد سعيد ميرمحمد صادق و محسن بهرامنژاد، هر دو از شاگردانم بودهاند و اين باعث افتخار من است.
اشراقي يادآور شد: بر اهل علم ثابت شده است که کار تصحيح کتاب، از تاليف و ترجمه مشکلتر است. چون در تصحيح بايد دقت کرد و کار کسي ديگر را خواند. اين خواندن، تسلط و تجربه و تحليل ميخواهد و آشنايي با فن کتابت. اين است که کار تصحيح متن، ارزش و احترام خاصي دارد. کاري است که بايد زحمت بسيار کشيد و شخصيتها را شناخت و لغات دشوار را پيدا کرد.
اين مصحح نسخههاي خطي افزود: دو کتاب «بدايع الاخبار» و «تاريخ شاه صفي» از کتب مهم هستند. درست است که «بدايع الاخبار» مطالبش کوتاه است و مصحح ناگزير بوده است تا ضمائمي همراه آن کند. اما اين از اهميت و ارزش متن نميکاهد. «تاريخ شاه صفي» نيز کتاب معتبري است. يکي به آخر صفويه و ديگري به اوايل آن ارتباط دارد. اين دو کتاب به ما نشان ميدهند که آيا شاه صفي، پس از آن که دولت صفويه به اوج قدرت رسيده بود، لياقت اداره کشوري را که از شاه عباس اول باقي مانده بود، داشت يا خير؟
وي افزود: شاه صفي به سبب تربيت غلط در حرمسرا و عقدههاي شخصي، آغازگر انحطاط تدريجي سلسله صفوي بود. گو اين که شاه عباس دوم زحماتي کشيد، ولي پس از او صفويان به سمت انحطاط و انقراض رفتند. اما دو اثري که از دولت صفوي ماند، يعني به رسميت شناختن مذهب تشيع اثني عشري و تامين مرزهاي سياسي کشور، باقي ماند. به همين دليل است که امروز دنيا به اهميت سلسله صفوي پي برده و مراکز صفويهشناسي توسعه پيدا کرده است.
استاد دانشگاه تاريخ دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: در اين مراکز، صفويهشناسان بزرگ، نتايج تحقيقات خود را عرضه ميکنند. اين نشان ميدهد که پيدايش دولت صفوي بسيار مهم بوده است. بنابراين خوشحالم که دو کتابي که رونمايي ميشود، درباره صفويه است.
وي افزود: «بدايع الاخبار» را دو سال پيش يکي از دانشجويان دانشگاه تهران تصحيح و به عنوان پايان نامهاش عرضه کرد. استاد راهنماي او دکتر شعباني بود. من هم داور بودم. بعد از اتمام جلسه متوجه شدم که کتاب «بدايع الاخبار» خلاصه است و اگر بنا باشد که روزي چاپ شود، بايد ضمائمي داشته باشد. خوشبختانه مير محمد صادق اين کار را کردهاند و پنج پيوست به کتاب افزودهاند.
اشراقي يادآور شد: کتاب «بدايع الاخبار» مربوط است به سال 1135 قمري، يعني زماني که دولت صفوي سقوط کرد. محمود افغان پس از گرفتن شهرها، به سوي بهبهان رفت. اما پس از محاصره طولاني، نتوانست اين شهر را بگيرد. مساله مهم اين است که کشوري به عظمت و قدرت صفوي، چگونه بهدست عدهاي از افاغنه قندهار افتاد و سقوط کرد؟ حقيقت آن است که دخالت افراد غير مسوول، مملکت صفوي را رو به انحطاط برد.
وي افزود: البته پس از رفتن طهماسب ميرزا؛ پسر شاه سلطان حسين، به سوي قزوين، اميدها زنده شد. اما وقايعي که از سال 1142 تا رسيدن نادر به زمامداري، پيش آمد، بسيار پيچيده است. در همان زمان هم با آن که اصفهان سقوط کرده بود، اما شهرهاي ديگر مقاومت ميکردند. يک نمونه از مقاومت مردم، در شهر بهبهان اتفاق افتاد. اين از شگفتيهاست که چگونه اين شهر در مقابل افاغنه توانست پايداري کند. داستان اين مقاومت در «بدايع الاخبار» وجود دارد.
اشراقي گفت: مصحح «بدايع الاخبار» ضمائمي را به کتاب افزوده است . اين کار جلوهاي ديگر به کتاب داده است. مصحح از دو نسخه براي تصحيح استفاده کرده است. اما بهنظر من بحثهايي که در مقدمه مصحح آمده، بايد در آخر کتاب قرار ميگرفت. بهرام نژاد نيز دو کتاب را با هم تلفيق کردهاند و کتابي را پديد آوردهاند که ما را با حوادث دوران شاه صفي نزديکتر ميکند.
وي افزود: انشاي «تاريخ شاه صفي» بسيار منشيانه است اما زيباست. حق بود که مصحح وقايع دوران شاه صفي را توضيح ميداد. چرا که در اين دوره بود که شورشهايي بهوقوع پيوست و اقتصاد تنزل پيدا کرد و به سبب فقدان امنيت، بازارهاي تجاري از رونق افتاد. توصيه من به بهرامنژاد اين است که اگر کتاب تجديد چاپ شد، بعضي از خصوصيات شاه صفي را توضيح بدهند و به کتاب بيفزايند. هر دو اين کتابها بهترين نوشتههايي هستند که نشان ميدهند دولت صفوي چگونه ضعيف شد و سقوط کرد.
سپس محسن بهرامنژاد مصحح کتاب«تاريخ شاه صفي» گفت: «تاريخ شاه صفي» کتاب مستقلي است که ارزش فراواني دارد. هر چند مولف بيشتر به لفاظي پرداخته است و گاه معنا قرباني لفظ شده است، اما مطالب او روشنگر نکتههاي مهمي است. وجه قالب کتاب، شرح مسايل سياسي و نظامي استاما خالي از نکات اجتماعي نيست. مصداقهاي چنين نکاتي را در مقدمه اثر ذکر کردهام.
وي افزود: آشنايي من با اين متن، به 12 سال پيش باز ميگردد. نسخهاي از آن را در کتابخانه آيتالله مرعشي ديدم. نسخه آشفتهاي بود و اوراق آن پراکنده شده بود. اما احساس کردم که انتشار آن کمکي به فهم مسايل تاريخي است. ميکرو فيلمي از نسخهاي چستر بيتي «تاريخ شاه صفي» را تهيه کردم و به تصحيح آن پرداختم.
|
|
|