AzadAndish.ir :. شاعراني که دستورِ زبان فارسي را هم نمي‌دانند

   English  
صفحه اصلی | آرشیو | پیوندها | خبرنامه | ارسال مطلب | تماس با ما پنج شنبه 18 شهریور 1389،September 9 ,2010
کم شمار بودن تيراژ کتاب‌هاي شعر يا اقبال نشان ندادن مردم به اين کتاب‌ها قضيه تازه‌اي نيست. اگرچه از گذشته‌هاي دور، در تمام جوامع دنيا،‌معمولاً تعداد شاعران بيشتر از نويسندگان بوده است...
کد خبر : 453 تاریخ انتشار : 20:51 - 04 شهریور 1388 تعداد بازدید : 721

غلامحسين سالمي ،شاعر و مترجم:

کم شمار بودن تيراژ کتاب‌هاي شعر يا اقبال نشان ندادن مردم به اين کتاب‌ها قضيه تازه‌اي نيست. اگرچه از گذشته‌هاي دور، در تمام جوامع دنيا،‌معمولاً تعداد شاعران بيشتر از نويسندگان بوده است. يعني هر کسي که عاشق شد، يا فکر کرد که عاشق شده، براي بيان احساسات خودش، شروع کرد به شعر گفتن.

در نتيجه خيلي از حضرات با کمترين واژه و به دور از روده‌درازي، مکنونات قلبي خود را بيان کردند، حالا بگذريم از اين نکته که آنچه نوشتند شعر بوده يا نه. اما به رغم چشمگير بودن تعداد شاعران و چربش عددي آنها بر نويسندگان، تيراژ کتاب‌هاي شعر در همه کشورها از تيراژ رمان‌ يا کتاب‌هاي داستاني کمتر است.
اگر به ليست برندگان جايزه نوبل ادبيات هم نگاه کنيد،‌متوجه مي‌شويد که شاعران خيلي کمتر از نويسندگان برنده اين جايزه شده‌اند.

يک آمار غيررسمي مي‌گويد که در ايران خودمان تقريباً بيست‌هزار آدم به طريقي به شعر وابسته‌اند. اما متأسفانه بايد بگويم که اين عده هم چشم ديدن همديگر را ندارند. اگر هر کدام از اين جماعت يک جلد کتاب شاعران ديگر را بخرد، ما يک تيراژ بيست‌هزارتايي را براي شعر داريم و اگر هر دو نفر يک کتاب بخرند، يک تيراژ ده‌هزارتايي، براي سه نفر يا چهار نفر يک کتاب هم خودتان حساب کنيد. پس تنگ‌نظري هم در اين کمبود تيراژ دخيل است.

يکي ديگر از اين علت‌ها، کم‌لطفي و ساده‌گيري و آسان‌پسندي دوستاني است که مسئوليت صفحات شعر نشريه‌ها را برعهده دارند. متأسفانه اين عزيزان هر چه به دستشان مي‌رسد، چاپ مي‌کنند. آن وقت دوست جوان شاعر ما که دو تا از شعرهايش چاپ شده، براي آنکه از «کتابي دربيايد و صاحب کتاب شود، فوراً پاشنه‌ها را ور مي‌کشد و دست به کار مي‌شود و با هزينه شخصي، يا قرض کردن از اين و آن (که باز هم هزينه شخصي است) کتابي چاپ مي‌کند که فروش هم نمي‌رود. مؤسسه‌هاي پخش چنين کتاب‌هايي را براي پخش مي‌پذيرند و نه کتابفروشي‌ها حتي به صورت اماني.
در نتيجه کتاب مي‌ماند روي دست شاعر ناشري که تنها دلخوشي‌ اش چاپ شدن کتابش است.

درخارج رستوران‌هايي باز شده که به آنها کافه شعر مي‌گويند. در اين کافه‌ها، شاعران دور هم جمع مي‌شوند و شعرهايشان را مي‌خوانند و کتابشان را براي فروش عرضه مي‌کنند. مشتريان هم از شعر هر کس خوششان بيايد، کتاب آن شاعر را مي‌خرند. بعضي‌ها هم تو پارک‌ها شعرهايشان را مي‌خوانند و کتاب مي‌فروشند.منبع:ايبنا


برچسب: ادبيات
پیوند مطلب: http://www.azadandish.ir/article.asp?id=453&cat=60


ارسال نظر

نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
 

   

تدريس ادبيات فارسي در دانشگاه ها روشمند نيست

همسریابی اینترنتی با محوریت عشق به کتاب

نگران تحریف تاریخ باشیم

انتظار داريم انتشار آثار بي محتوا متوقف شود

نبايد انعطاف پذيري نظام در مقابل تحولات اجتماعي از بين برود

پای حرف‌های « مادر شریعتی» در خیابان انقلاب

جراح قلب و تعمير کار

سينما ، استاديوم نيست

لقمه هاي شيطاني

لعنت بر کسي که اين کلاه را بر سر ما گذاشت

فوتبال سياسي ؛ ژنرال فرانکو

کتاب‌هاي پرفروش بهار به روايت کتاب‌فروش‌ها

10 پوندي

پير عاقل

اشتباه فرشتگان

پارسى را پاس بداريم

خاکستر ساراماگو در پارک لیسبون به خاک سپرده می‌شود

از کوري تا بينايي، همراه با «ساراماگو»

«تاريخ شاه صفي» روايتگر اوج و افول دولت صفويه است

اطلاعاتي در خصوص نمايشگاه بين المللي کتاب تهران

صفحه اصلی :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: پیوندها :: تماس با ما :: تبلیغات :: درباره ما  
تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است
Copyright© 2008 Azadandish.ir. All rights reserved, Info@Azadandish.ir
تعداد كل آمار بازديدكنندگان: 213905، تعداد بازديد امروز : 113