|

استفاده رسانهها از اخبار يکديگر بدون ذکر منبع خبر، بنيان کار حرفهيي رسانهيي را از بين خواهد برد و اگر بهطور عمد و دانسته انجام شود، نوعي دزدي رسانهيي محسوب ميشود.
سعيدرضا عاملي - مدرس و پژوهشگر حوزه ارتباطات - در گفتوگو با خبرنگار ايسنا، با بيان اين مطلب و با تاکيد بر اين که اصالت حرفهيي متون در صنعت خبرگزاريها، با متون حرفهيي در ساير توليدات رسانهيي بيارتباط نيست، اظهار کرد: بحث رعايت نکردن اصول حرفهيي درباره نقل منبع در اخبار را نبايد به صورت مستقل در خبرگزاريها بررسي کرد، چراکه به طور کلي تمام توليدات رسانهيي و علمي در کشور، به دليل رعايت نکردن قانون کپيرايت يا برداشت غلط در احترام نگذاشتن به اين قانون، با اين توجيه که ما اين قانون را نپذيرفتهايم از اصالت خود خارج شده است؛ اين در حالي است که هم عدالت اجتماعي و هم ارزشهاي اخلاقي به طور عام و نيز اخلاق حرفهيي به طور خاص اقتضاء ميکند زحمت و تلاش مولف محترم شمرده شود.
وي افزود: چاپ هر مطلب و نوشتهاي بدون ذکر نام مولف و منبع خبر، تنها به اين دليل که ايران، قانون کپيرايت را نپذيرفته، برداشت غلطي است که البته به نظر ميرسد تنها بايد از سوي افرادي که ندانسته اين کار را انجام ميدهند انجام شود.
او ادامه داد: اما اگر رعايت نکردن ذکر منبع خبر يا به بيان ديگر کپيبرداري از اخبار ديگران، به عمد و دانسته انجام شود، قطعا به نوعي دزدي رسانهيي محسوب ميشود.
اين استاد ارتباطات دانشگاه تهران درباره پيامدهاي رواج کپيبرداري اخبار در رسانههاي داخلي نيز تصريح کرد: رواج چنين روندي باعث ميشود خبرنگاري از يک حرفه سالم به يک حرفه فاسد تبديل شود؛ بويژه در شرايطي که همه اخبار توليد شده در دسترس است، رعايت حق معنوي توليد خبر يک ضرورت اجتنابناپذير است، ضمن اينکه با رعايت حق معنوي مولف، زحمات توليد خبر علاوه بر ارزش اقتصادي، ارزش معنوي نيز خواهد داشت.
به گفته وي به عنوان مثال سوليوان به دليل تکيه زدن به قانون کپيرايت توانست با ارايه مطلبي در وبلاگ خود، در مدت دو هفته، صد هزار دلار درآمد کسب کند، اين در حالي است که متاسفانه در کشور ما به دليل رعايت نشدن قانون کپيرايت، هم ارزش معنوي و هم ارزش اقتصادي و مالي کار خبرنگار از بين ميرود؛ بنابراين شايسته است نسبت به رعايت اين قانون در عرصه ملي توجه بيشتر صورت بگيرد.
عاملي خاطر نشان کرد: اگر استانداردهاي اخلاق حرفهيي در رسانهها معنا يابد و اهالي رسانه خود را به اجراي آن موظف بدانند و همچنين الزامات حرفهيي بر آن حاکم باشد، قطعا وضعيت بهتري در حوزه رسانه شاهد خواهيم بود زيرا التزام به اين قوانين، مسووليتهايي را براي فرد ايجاد ميکند و مجبور ميشود به اين استانداردها عمل کند، چراکه درصورت عمل نکردن، با جريمه مواجه ميشود، ضمن اينکه از ياد نبريم مسووليت اجتماعي، هم به لحاظ ديني و هم به لحاظ حرفهيي يک بنيان مهم و به نوعي چسب اجتماع سالم محسوب ميشود.
به گفته او گرچه اخلاق حرفهيي از حرفه پزشکي آغاز شد اما يکي از مهمترين عرصههاي آن اخلاق رسانهيي است. رعايت حق ديگري يکي از محوريترين ارزشهاي اخلاقي حرفه رسانه است. |